یا علی اکبر

علی نور بصرم علی خورشید حرم

چگونه نعش تو را بابا به سوی خیمه برم

صبر کن ای نور دیده ای ز دنیا دل بریده

در پیت پای برنه پیر پیرت دویده

میبری تو دل بابا ای جوان قد کشیده

گوییا با رفتن تو مرگ بابایت رسیده

مثل تو شبیه زهرا تا حالا هیچ کی ندیده

هم چو زهرا مادر من نیزه پهلوتو دریده

کعبه در هم نشسته حیدر در خون نشسته

ای جوان ماه پاره کن مرا صدا دوباره

در خسوف خونی ای ماه ریزد از چشمم ستاره

شد پراکنده تن تو ای کتاب پاره پاره

صبر کن ای نور دیده ای ز دنیا دل بریده

در پیت پای برهنه پدر پیرت دویده

میبری تو دل بابا ای جوان قد کشیده

گوییا با رفتن تو مرگ بابایت رسیده

مثل تو شبیه زهرا تا حالا هیچ کی ندیده

هم چو زهرا مادر من نیزه پهلوتو دریده

کعبه در هم شکسته حیدر در خون نشسته

ای جوان ماه پاره کن مرا صدا دوباره

در خسوف خونی ای ماه ریزد از چشمم ستاره

شد پراکنده تن تو ای کتاب پاره پاره

بین ماندن یا که مردن میزنم من استخاره

جز که با داغت بسازم من ندارم راه چاره

کعبه در هم شکسته حیدر در خون نشسته

با تو زندگی قشنگ بعد تو به این جهان گفت

چی اوردن به سر تو این همه گرگ یه یوسف

ای بهشت بی قرینه نعش تو روی زمینه

از غم تو ای علی جانم سینه زن شد سکینه

 بالای سرت نشستم ، ننشستم که شکستم  

موقعی که جون میدادی من خودم چشماتو بستم

تویی ارامش من تمام خواهش من

   زده داغ تو علی بابا به هم اسایش من    

تو صاحب کرمی از ان گویه حرمی

به پا خیز و به بر چشمم بزن بابا قدمی

علی نور بصرم علی خورشید حرم

چگونه نعش تو را بابا به خیمه ها ببرم

|+| نوشته شده توسط در شنبه بیستم آذر 1389  |
 
 
بالا